واجد على خان

73

علم الأبدان ( فارسى )

هضم و ثوران اخلاط ستوده‌ترين تدابير تنويم مقرر كرده‌اند و تدبير خواب و بيدارى و اينكه نوم محمود كدام است و مذموم كدام و معتدل چه فائده دارد وكرا گويند ان شاء اللّه تعالى در مبحث تدبير النوم و اليقظ بتفصيل و تشريح تمام بيان كرده شود چهارم از ستّه ضروريه حركت و سكونست و عام‌ست كه حركت كل بدن از كل مكان باشد چنان كه از جائى به جائى رفتن يا حركت اجزاى بدن از اجزاى مكان باشد چنان كه از يك پهلو به پهلوى ديگر گرديدن و تعريف حركت و سكون چنين كرده‌اند الحركة خروج المادة من القوة الى الفعل بالتدريج و السكون هو بقاء المادة على القوة و على الفعل امّا وجه اضطرار انسان به حركت و سكون از آن جهتست كه حرارت غريزى دائم فعل مىكند در آنچه وارد بدن مىشود و بنا بر دوام فعل عارض مىگردد آن را كلال و عجزاز تحليل فضلات پس لازم‌ست كه اندك اندك فضله زائد در بدن بماند و ظاهرست كه فضله مذكور اگر بمرور ايّام مجتمع شود حرارت غريزى را بپوشد و سرد كند بدين سبب حاجت بسوى حركت ضرورى باشد تا بواسطه او فضله زائده بتحليل رود و حرارت غريزى افروخته بماند منطفى نگردد لان الحركة من شانها شخين و ابن ابى صادق مىگويد كه حيوان بالطبع متحرك مخلوق شده و هر كه بر هرچه مخلوق شده تعطل از ان ويرا محال باشد پس انسان بالذات محتاج به حركت باشد قطع نظر از امر آخر يعنى سببى كه باعث حركت او شود امّا اضطرار او به سكون بنا بر راحت بدن‌ست از تعب و حركت چه اگر حركت دائم باشد هر آئينه رطوبات بدن تمام‌تر تخليل پذيرد بلكه متكون نگردد و بدان سبب حرارت نيز زوال پذيرد و از عجائب حكمت ايزد تقدس و تعالىست كه براى هر واحدى از اسباب ضروريه محركى و باعثى طبعى مقدر فرموده تا انسان را بدان مضطر سازد چنان كه جوع بر اكل و عطش بر شرب داعى شده و كلال و نعاس بر نوم و اما حركت بالذات گرم مىكند و سكون سرد مىكند و كثرت حركت مباشرت خشك مىكند بدن را و كم مىگرداند حرارت غريزى را پس سرد مىكند آن را اما حصول خشكى از كثرت جماع از آنست كه در ان رطوبت قريب العهد بانعقاد بيشتر مستفرغ مىشود و باعث ضعف حرارت غريزى مىگردد بهر آنكه همراه منى جوهر روح نيز برمىآيد بنا بر التذاذ لهذا كسى را كه لذت بيشتر يابد ضعف زياده‌تر او را طارى شود و هرگاه نقصان در روح افتد برودت بالضرور مستولى گردد بالجمله كثرت جماع مضرّترين اشياست على الخصوص كه با انزال باشد